زیارت حضرت زینب

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ

السَّلامُ علیکِ یا بِنتَ سَیِّدِ الأَنبیاء السَّلامُ علیکِ یا بنتَ صاحِبَ الحَوضِ واللِّواءِ

درود بر تو باد ای دختر سرور پیغمبران درود بر تو باد ای دختر صاحب حوض کوثر و صاحب پرچم

السَّلامُ علیکِ یا بنتَ مَن عُرِجَ إِلی السَّماءِ و وُصِلَ

درود بر تو باد ای دختر کسی که بالا برده شد به سوی آسمان و وصل شد

إِلی مَقامِ قابَ قوسَینِ أَو أَدنی السَّلامُ علیکِ یا بنتَ نَبِیِّ الهُدی

به مقام مرتبه ی قاب قوسین یا نزدیکتر درود بر تو باد ای دختر پیغمبر که هدایت

وَسَیِّدِ الوَری و مُنقِذِ العِبادِ مِنَ الرَّدی السَّلامُ علیکِ

و سرور آفریدگان و نجات دهنده ی بندگان از هلاکت و نابودی، درود بر تو باد

یا بنتَ صاحِبَ الخُلُقِ العَظیمِ وَ الشَّرفِ العَمیمِ وَالآیاتِ والذِّکرِ الحکیمِ

ای دختر دارای خوی و خلق بزرگ و شرافت همه جانبه و صاحب نشانه ها و در آورنده ی قرآن حکیم و محکم و استوار،

السَّلام علیکِ یا بنتَ صاحِبَ المقامِ المَحمود وَ الحَوضِ المَورُود

درود بر تو باد ای دختر دارای مقام و مرتبت پسندیده و صاحب حوض که بر آن وارد می شوند

واللِّواءِ المَشهُودِ السَّلام علیکِ یا بنتَ مَنهَجِ دینِ الإِسلامِ وَ صاحِبِ

و صاحب پرچم روز قیامت، درود بر تو باد ای دختر راه آشکار دین و آئین اسلام و صاحب

القِبلَةِ وَ القرآنِ وَ عَلَمِ الصِّدقِ وَ الحَقِّ وَ الإِحسانِ السَّلام علیکِ

قبله و قرآن و پرچم راستی و درستی و نیکویی، درود بر تو باد

یا بِنتَ صَفوَةِ الأَنبیاء وَ عَلَمِ الأَتقیاء وَ مَشهُورِ الذِّکرِ فِی

ای دختر برگزیده ی پیغمبران و نشانه پرهیزگاران و ای دختر کسی که نامش

السَّماء وَ رَحَمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ السَّلامُ علیکِ یا بِنتَ خَیرِ خَلقِ اللهِ وَ

در آسمان معروف است و رحمت و برکات خدا بر تو باد، درود بر تو باد ای دختر بهترین آفریدگان خدا

سَیِّد خَلقِهِ وَ أَوَّلِ العَدَد قَبلِ إِیجادِ أَرضِهِ وَ سَماواتِهِ وَ آخِرِ الأَبَدِ

و سرور آفریدگان او و نخستین فرد پیش از آفریدن زمین خود و آسمانهایش را و تا پایان ابدیت

بَعدَ فَناءِ الدُّنیا وَ أَهلِهِ، الّذی رُوحُهُ نُسخَةُ الّاهوتِ وَ صُورَتُهُ

پس از نابودی و فانی شدن دنیا و اهل دنیا، آنکه جانش نسخه و کتاب لاهوت است و رویش

نُسخَةُ المُلکِ وَ المَلَکُوتِ وَ قَلبُهُ خَزانَةُ الحَیِّ الّذی لا یَموتُ

نسخه و کتاب پادشاهی و عظمت الهی است و قلبش گنجینه ی آن خدای زنده ای ست که نمی میرد

وَ رَحمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ السَّلامُ علیکِ یا بِنتَ المُظَلِّل بِالغَمام

و مهربانی خدا و برکتهای او بر تو باد، درود بر تو باد ای دختر کسی که سایه افکنده شد بر او با ابر

سَیِّدِ الکونَین وَ مَولِی الثَّقَلَین وَ شَفیعِ الأُمَّةِ یَومِ المَحشَر وَ رَحمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ

و سرور دنیا و آخرت و مولای جن و انس و شفاعت کننده امت در روز محشر و بر تو باد رحمت و مهربانی و برکات خداوند،

السَّلامُ عَلیکِ یا بنتَ سَیِّدِ الأوصِیاءِ السَّلامُ عَلیکِ یا بنتَ الإِمامِ

درود بر تو باد ای سرور جانشینان واوصیای پیامبرخدا درود بر تو باد ای دختر

الأَتقیاءِ السَّلامُ علیکِ یا بِنتَ رُکنِ الأَولیاءِ السَّلامُ علیکِ یا بِنتَ

پیشوای پرهیزکاران، درود بر تو باد ای دختر ستون و پایه اولیاء، درود بر تو باد ای دختر

عِمادِ الأَصفیاءِ السَّلامُ علیکِ یا بِنتَ یَعسُوبِ الدِّینِ السَّلامُ علیکِ

رئیس و بزرگ برگزیدگان، درود بر تو باد ای دختر پیشوای بزرگ دین و آئین، درود بر تو باد ای دختر امیر و فرمانده مؤمنان،

یا بِنتَ أَمیرِ المؤمِنین السَّلامُ علیکِ یا بِنتَ سَیِّدِ الوَصِیّینَ

درود بر تو باد ای دختر(علی علیه السلام) که سرور جانشینان است،

السَّلامُ علیکِ یا بِنتَ قائِدِ البَرَرَةِ السَّلامُ علیکِ یا بِنتَ قامِعِ الکَفَرَةِ وَ الفَجَرَةِ

درود بر تو باد ای دختر پیشوای نیکوکاران، درود بر تو باد ای دختر درهم کوبنده و خوار کننده کافران و بدکاران،

السَّلامُ عَلیکِ یا بنتَ وارثِ النَّبیِّین السَّلامُ علیکِ یا بنتَ

درود بر تو باد ای دختر وارث پیغمبران، درود بر تو باد ای دختر

خَلیفَةِ سَیِّدِ المُرسَلین السَّلامُ علیکِ یا بنتِ ضِیاءِ الدِّین السَّلامُ

(علی علیه السلام) جانشین بهترین پیغمبران، درود بر تو باد ای دختر روشنایی دین و آئین، درود

علیکِ یا بِنت النَّبأِ العَظیمِ عَلَی الیَقین السَّلامُ علیکِ یا بِنت مَن

بر تو باد ای دختر خبر عظیم و بزرگ از روی یقین، درود بر تو باد ای دختر کسی که

حِسابُ النَّاسِ عَلَیه وَ الکَوثَرُ فِی یَدَیهِ وَ النَّصَّ یَومَ الغَدیرِ

رسیدگی به کارهای مردم بر اوست و حوض کوثر به دست او می باشد و نص صریح روز غدیر خم

عَلَیه وَ رَحمَةُ اللهِ وَبَرکاتُهُ السَّلامُ عَلیکِ یا بِنتَ

درباره آنحضرت است و بر توباد رحمت خدا، درود بر تو باد ای دختر

مَن قادَ زِمامَ ناقَتِها جَبرائیلُ وَ شارَکَها فِی مُصابِها إِسرافیلُ

(حضرت زهرا سلام الله علیها) که بدست گرفت مهار شترش را جبرائیل و شرکت کرد در مصیبتهای او اسرافیل

وَ غَضَبَ بِسَبَبِها الرَّبُّ الجَلیلُ وَبَکی لِمُصابِها إِبراهیمُ الخَلیلُ وَ نوحٌ

و خشمگین شد به خاطر او پروردگار بزرگ و گریه کرد برای مصیبت او ابراهیم خلیل و نوح

وَ مُوسَی الکَلیمُ فِی کَربلاءِ الحُسَینِ الشَّهیدُ الغَریبُ السَّلامُ علیکِ یا بِنتَ البُدُورِ السَّواطِعِ

و موسی کلیم در کربلای حسین شهید غریب، سلام بر تو باد ای دختر ماههای شب چهارده درخشان،

السَّلامُ علیکِ یا بنتَ الشُّموسِ الطَّوالِعِ وَ رَحمَةُ اللهِ وَبَرکاتُهُ

درود بر تو باد ای دختر خورشیدهای فروزان و بر تو باد رحمت و مهر خدا و برکتهای او،

السَّلام عَلیکِ یا بنتَ زَمزَمَ وَصَفا السَّلام علیکِ یا بِنتَ مَکَّةَ وَ مِنا

درود بر تو باد ای دختر زمزم و صفا، درود بر تو باد ای دختر مکه و منا،

السَّلام علیکِ یا بِنتَ مَن حُمِلَ عَلَی البُراقِ فِی الهَواءِ

درود بر تو باد ای دختر کسی که سوار شد بر براق در میان زمین وآسمان،

السَّلامُ عَلیکِ یا بنت مَن حَمَلَ الزَّکاةِ بِأَطرافِ الرِّداءِ وَ بَذَلَها عَلَی

درود بر تو باد ای دختر کسی که حمل کرد زکات را با گوشه های عبا و بخشید آن را بر

الفُقَراءِ السَّلامُ عَلَیکِ یا بِنتَ مَن أُسرِیَ بِهِ مِنَ المَسجِدِ الحَرامِ إِلَی

مستمندان و فقیران، درود بر تو باد ای دختر کسی که سیر داده شد او از مسجد الحرام به

المَسجِدِ الأَقصی السَّلامُ عَلیکِ یا بِنتَ مَن ضَرَبَ بِسَیفَینِ السَّلامُ علیکِ

مسجد الأقصی درود بر تو باد ای دختر کسی که جنگید با دو شمشیر، درود بر تو باد

یا بِنتَ مَن صَلّی قِبلَتَینِ السَّلامُ عَلیک یا بِنتَ مُحَمَّدٍ المُصطَفی

ای دختر کسی که نماز خواند بر دو قبله و درود باد بر تو ای دختر محمد برگزیده(از میان مردم)،

السَّلامُ علیکِ یا بِنتَ عَلیٍّ المُرتَضی السَّلامُ علیکِ یا بِنتَ فاطِمَةَ الزَّهراءِ

درود بر تو باد ای دختر علی مرتضی(علیه السلام)، درود بر تو باد ای دختر فاطمه زهرا (سلام الله علیها)،

السَّلام علیکِ یا بِنتَ خَدیجَةِ الکُبری السَّلامُ عَلیکِ وَ عَلی جَدِّکِ مُحَمَّدٍ المُختارِ

درود بر تو باد ای دختر خدیجه کبری، درود بر تو باد و بر جدّ تو محمد مختارو برگزیده،

السَّلامُ عَلیکِ وَ عَلی أَبیکِ حَیدرِ الکَرَّارِ السَّلامُ علیکِ وَ

درود بر تو باد و بر پدر تو حیدر کرار، درود باد بر تو و

عَلی السّاداتِ الأَطهارِ الأَخیارِ وَ هُم حُجَجَ اللهِ عَلی الأَقطارِ ساداتِ

بر بزرگان سادات پاکان و نیکان، و آنان حجتهای خدا هستند بر همه ی سرزمینها،

الأَرضِ وَ السَّماءِ مِن وُلدِ أخیکِ الحُسَینِ الشَّهیدِ العَطشانِ الظَّمآنِ وَ

بزرگان زمین و آسمان از فرزندان برادرت حسین شهید تشنه و

هُوَ أَبُو التِّسعَةِ الأَطهارِ وَ هُم حُجَجُ اللهِ فِی الشَّرقِ وَ الغَربِ وَ الأَرضِ وَ السَّماءِ

او که پدر نه نفر از پاکان و اطهار است و آنان حجّت های خدایند در مشرق و در مغرب و در زمین و آسمان

الَّذینَ حُبُّهُم فَرضٌ عَلی أَعناقِ کُلِّ الخَلائِقِ

آنان که دوستی شان واجب است بر گردن هر یک از آفریدگان و مخلوقات

المَخلوقِینَ لِلخالِقِ القادِرِ السُّبحانِ السَّلامُ علیکِ یا بِنتَ وَلیِ اللهِ الأَعظَم

که آفریدگان آفریدگار قادر و توانای منزّه اند، درود بر تو باد ای دختر ولیّ بزرگوار خدا،

السَّلامُ علیکِ یا بِنتَ وَلیِ اللهِ المُعَظَّم السَّلامُ علیکِ یا عَمَّةَ

درود بر تو باد ای دختر ولیّ عظمت داده شده ی خداوند. درود بر تو باد ای عمّه

وَلِیِ اللهِ المُکَرَّم السَّلامُ عَلیکِ یا أُمُّ المَصائِبِ یا زَینَب وَ رَحمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ

ولیّ گرامی خدا، درود بر تو باد ای مادر مصیبتها ای زینب و بر تو باد رحمت و برکات خدا،

السَّلامُ علیکِ أَیّتُهَا الصِّدیقَةِ المَرضِیَّة السَّلامُ علیکِ أَیَّتُهَا

درود بر تو باد ای بانوی بسیار راستگو و صدیقه ی پسندیده، درود برتو باد ای

الفاضِلَةُ الرَّشیدَة السَّلامُ عَلَیکِ أَیَّتُهَا الکامِلَةُ العالِمَةِ العامِلَةُ

بانوی فاضله با شجاعت، درود بر تو باد ای بانوی کامله عالمه و دانای عمل کننده،

السَّلامُ عَلیکِ أَیَّتُها الکَریمَةُ النَّبیلة السَّلامُ علیکِ

درود بر تو باد ای بانوی گرامی بزرگوار و با نجابت و شریف درود بر تو باد

أَیَّتها التَّقِیةُ النَّقِیَّةُ السَّلامُ علیکِ یا مَن ظَهَرَت مَحَبَّتُها لِلحُسَینِ المَظلوم

ای آنکه آشکار شد دوستی او با حسین مظلوم (علیه السلام)

فِی مَوارِدِ عَدیدةٍ وَ تَحَمَّلَت المَصائِبَ المُحرِقَةَ لِلقُلوبِ

در موارد متعدد و بیشمار و بر دوش کشید و تحمل کرده مصیبتهای آتش زننده ی قلبها

مَعَ تَحَمُّلاتٍ شَدیدَةِ السَّلامُ علیکِ یا مَن حَفِظَتِ الإِمامَ

به همراه تحمل کردنهای بسیار سخت، درود بر توباد ای کسی که سر کشی می کرد به امام حسین (علیه السلام)

فِی یَومِ عاشُوراءَ فی القَتلا وَ بَذَلَت نَفسَها فی نَجاةِ زَین العابِدین

در روز عاشورا در گودی قتلگاه و فداکرد جانش را در نجات امام زین العابدین(علیه السلام)

فِی مَجلِسِ أَشقََی الأَشقِیاءِ وَ نَطَقَت کَنُطقِ عَلِیٍّ علیه السلام

در مجلس (یزید) بدبخت ترین بد بختها و سخرانی کرد مانند سخنرانی پدرش علی (علیه السلام)

فِی سَکَکِ الکوفةِ وَ حَولَها کَثیرٌ مِنَ الأَعداءِ

در کوچه های کوفه در حالی که در اطراف او بودند بسیاری از دشمنان،

السَّلامُ علیکِ یا مَن نَطَحَت جَبینَها بِمُقَدَّمِ المَحمِل إِذ رَأَت رَأسَ سَیِّدِ الشُّهداءِ

درود بر تو باد ای کسی که پیشانیش را به جلو کجاوه محمل کوبید آنگاه که دید سر مطّهر سید الشهدا را

وَ یَخرُجُ الدَّمُ مِن تَحتِ قِناعِها وَ مِن مَحمَلِها بِحَیثُ یَری مِن حَولِها الأَعداءُ

و بیرون می آمد خون از زیر مقنعه او و از کجاوه ی او به طوری که می دیدند از اطراف او دشمنان،

السَّلامُ علیکِ یا تالِی المَعصوم السَّلام علیکِ یا مُمتَحَنَةً فِی تَحَمُّلاتِ المَصائِبِ

درود بر تو باد ای تالی تلو و در حکم معصوم، درود بر تو باد ای آزمایش شده در بردباری مصیبتها

کَالحُسَینِ المَظلُوم وَ رَحمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ السَّلامُ علیکِ أَیَّتُهَا البَعیدةُ عَن الأَوطانِ

همانند حسین (علیه السلام) مظلوم و بر تو باد رحمت و برکات خدا، درود بر تو باد ای بانوی دور از وطنها،

السَّلامُ علیکِ أَیَّتُهَا الأَسیرَةُ فِی البُلدان السَّلامُ علیکِ أَیَّتُها المُتَحَیِّزَةُ فِی

درود بر تو باد ای بانوی به اسارت رفته در شهرها و سرزمینها، درود برتو باد ای بانویی که جای گرفتی در

خَرابَةِ الشّام السَّلامُ علیکِ أَیَّتُها المُتَحَیِّرَةُ فِی وُقُوفِکَ عَلی جَسَدِ سَیِّدِ الشُّهَداءِ

ویرانه شام درود بر تو باد ای بانوی سرگردان به هنگام توقف نمودن و ایستادنت بر بالای بدن سرور شهیدان

وَ خاطَبَتِ جَدَّکِ رَسولَ اللهِ (صَلّی الله علیهِ وَآلِهِ) بِهذا النِّداءِ

و خطاب کردی به جدّت پامبر خدا که درود خدا بر او و خانواده اش باد به این نداء:

صَلَّی عَلیکَ مَلیکُ السَّماءِ هذا حُسَینٌ بِالعَراءِ مَسلُوبُ العِمامَةِ وَ الرِّداءِ

که درود فرستادند بر تو فرشتگان آسمان این است حسین در بیابان که از تنش ربوده اند عمامه و عبا را،

مُقَطَّعُ الأَعضاءِ وَ بَناتُکَ سَبایا وَ إِلَی اللهِ المُشتَکی وَ قالَت

اعضای او پاره پاره است، و دختران تو اسیرانند و به سوی خداست شکایت و گله و گفت

یا مُحَمَّدُ هذا حُسَینٌ تُسفی عَلیهِ رِیحُ الصَّبا

ای حضرت محمد(صلی الله علیه وآله) این است حسین(علیه السلام) که می وزد بر او باد صبا و می ریزد بر او خاکهای بیابان

مَجذوذُ الرَّأسِ مِنَ القَفا قَتیلُ أَولادِ البَغایا وا حُزناهُ عَلیکَ یا أَبا عَبد الله

و بریده سر است از پشت گردن، کشته شده به دست فرزاندان زناکار، وای از حزن و اندوه بر تو ای أباعبدالله(علیه السلام)،

السَّلامُ عَلی مَن تَهَیَّجَ قَلبُها لِلحُسَینِ المَظلُومِ الْعُرْيـانِ، الْمَطْرُوحِ عَلَى الثَّرى،

سلام بر بانويى كه دلش از جاى كنده شد براى حسين مظلوم كه باتنى برهنه بر خاك افتاده.

وَقـالَتْ بِصَوْت حَزين: بِاَبي مَنْ نَفْسي لَهُ الْفِداءُ،

و (در آن حال) با صدايى غمگين گفت: پدرم به فداى كسى كه جانم به

بِاَبِى الْمَهْمُومُ حَتّى قَضى، بِاَبِى الْعَطْشـانُ حَتّى مَضى،

قربانش، پدرم به قربان آن كه با دلى پر اندوه از دنيا رفت، پدرم فداى كسى كه لب تشنه شهيد شد

بِاَبي مَنْ شَيْبَتُهُ تَقْطُرُ بِالدِّمـاءِ، اَلسَّلامُ عَلى مَنْ بَكَتْ عَلى جَسَدِ اَخيهـا

پدرم به قربان كسى از محاسنش خون مى چكيد. سلام بر كسى كه گريست بر بدن برادرش

بَيْنَ الْقَتْلى، حَتّى بَكى لِبُكـائِهـا كُلُّ عَدُوّ وَصَديق، اَلسَّلامُ عَلى

در ميان كشتگان تا آنجا كه از گريه او هر دشمن و دوستى گريست سلام بر كسى

مَنْ تَكَفَّلَتْ وَاجْتَمَعَتْ في عَصْرِ عـاشُوراءَ بِبَنـاتِ رَسُولِ اللهِ

كه سر پرستى كرد و گرد آورد در عصر عاشورا دخترانِ رسول خدا

وَاَطْفـالِ الْحُسَيْنِ، وَقـامَتْ لَهَا الْقِيـامَةُ في شَهـادَةِ

و كودكان حسين(عليه السلام) را و قيامت براى او برپا شد در شهادت

الطِّفْلَيْنِ الْغَريبَيْنِ الْمَظْلُومَيْنِ، اَلسَّلامُ عَلى مَنْ

دو طفل غريب و مظلوم (امام حسين (عليه السلام)). سلام بر كسى

لَمْ تَنَمْ عَيْنُهـا لاَِجْلِ حِراسَةِ آلِ رَسُولِ اللهِ في طَفِّ نَيْنَواءَ،

كه چشمش به خواب نرفت، به خاطر نگهبانى از خاندان رسول خدا در سرزمين طفّ (نينوا)

وَصـارَتْ اَسيراً بِيَدِ الاَْعْداءِ، اَلسَّلامُ عَلى مَنْ رَكِبَتْ بَعيراً بِغَيْرِ وَطـاءِ،

و به دست دشمنان اسير گرديد. سلام بر بانويى كه بر شتر بى جهاز سوار

وَنـادَتْ اَخـاها اَبَا الْفضْلِ بِهذَا النِّداءِ: اَخي اَبَاالْفضْلِ!

گشت و برادرش ابوالفضل را اينگونه ندا كرد: برادرم! ابوالفضل،

اَنْتَ الَّذي اَرْكَبْتَني اِذا اَرَدْتُ الْخُرُوجَ مِنَ الْمَدينَةِ،

تو بودى كه مرا سوار مى كردى وقتى مى خواستم از مدينه بيرون روم.

اَلسَّلامُ عَلى مَنْ خَطَبَتْ في مَيْدانِ الْكُوفَةِ بِخُطْبَة نـافِعَة حَتّى سَكَنَتِ

سلام بر كسى كه سخنرانى كرد در ميدان شهر كوفه; سخنرانى سودمندى كه آرام شد

الاَْصْواتُ مِنْ كُلِّ نـاحِيَة، اَلسَّلامُ عَلى مَنِ احْتَجَّتْ في مَجْلِسِ ابْنِ زِيـاد بِاحْتِجـاجـات واضِحَة،

صداها از هر سو. سلام بر كسى كه در مجلس پسر زياد استدلال كرد با دلائل آشكار

وَقـالَتْ في جَوابِه بِبَيِّنـات صـادِقَة، اِذْ قـالَ ابْنُ زِيـاد لِزَيْنَبَ سَلامُ اللهِ عَلَيْهـا

وگفته هاى او را با دليلهاى روشن و درست پاسخ داد، آنگاه كه پسر زياد به زينب(عليها السلام) گفت:

كَيْفَ رَاَيْتِ صُنْعَ اللهِ بِاَخيكِ الْحُسَيْنِ؟ قـالَتْ: مـا رَاَيْتُ اِلاّ جَميلا،

چگونه ديدى كار خدا را نسبت به برادرت حسين؟ فرمود: نديدم جز زيبايى.

اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يـا اَسيرَةً بِاَيْدِى الاَْعْداءِ فِى الْفَلَواتِ، وَرَأَيْتِ اَهْلَ الشّـامِ

سلام بر تو اى بانوى اسير به دست دشمنان در بيابانها، كسى كه مردم شام را

في حـالَةِ الْعَيْشِ وَالسُّرُورِ وَنَشْرِ الرّايـاتِ، السَّلامُ عَلى مَنْ أدخَلُوهـا

در حال خوشحالى و سرور با پرچمهاى برافراشته مشاهده كردى! سلام بر كسى كه وارد كردند او را

في مَجْلِسِ يَزيدَ مَعَ الأُسَراءِ مِنْ آلِ رَسولِ اللهِ وَقـالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلامُ لِيَزيدَ:

در مجلس يزيد با اسيرانى از خاندان رسول خدا و حضرت على بن الحسين(عليه السلام) به يزيد فرمود:

يـا يَزيدُ مـا ظَنُّكَ بِرَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِه لَوْ رَآنـا عَلى هذِهِ الْحـالَةِ؟

اى يزيد! چه گمان دارى به رسول خدا صلى الله عليه و آله اگر ما را در اين وضعيت ببيند؟

ثُمَّ قـالَتْ اُمُّ الْمَصـائِبِ زَيْنَبُ لِيَزيدَ: تَقوُلُ غَيْرَ مُتَأَثِّم وَلا مُسْتَعْظِم:

سپس زينب مادرِ همه مصيبت ها فرمود: يزيد! تو بدون احساس گناه و بى آنكه آن را بزرگ بشمارى مى گوئى:

«لاََهَلُّوا وَاسْتَهَلُّوا فَرَحاً، ثُمَّ قـالُوا: يـا يَزيدُ لا تَشَلْ»

كاش اجدادم بودند و با شادى مى گفتند: يزيد! دستت درد نكند

مُنْتَحِياً عَلى ثَنـايـا اَبي عَبْدِ اللهِ سَيِّدِ شَبـابِ اَهْلِ الْجَنَّةِ تَنْكِتُهـا بِمِخْصَرَتِكَ،

در حالى كه متوجه دندانهاى ابى عبدالله(عليه السلام) سرور جوانان بهشت شده اى و با چوب به آنها مى زنى

ثُمَّ قـالَتْ: وَلَئِنْ جَرَّتْ عَلَىَّ الدَّواهي مُخـاطَبَتُكَ، وَاِنّي لاََسْتَصْغِرُ قَدْرَكَ،

سپس گفت: اگر مصيبتهاى روزگار مرا وادار كرد با تو سخن بگويم امّا من قدر تو را پست مى دانم و پستى

وَاَسْتَعْظِمُ تَقْريعَكَ وَاَسْتَكْثِرُ تَوْبيخَكَ، لكِنَّ

وفرومايگى ترا بزرگ مى شمارم و بسيار سرزنشت مى كنم، اما عظمت مصيت

الْعُيُونَ عَبْرى وَالصُّدُورَ حَرّى اَلا فَالْعَجَبُ كُلُّ الْعَجَبِ مِنْ اِقْدامِكَ

چشمها را گريان و سينه ها را سوزان كرده است. بسيار شگفت انگيز است اقدام تو

عَلى قَتْلِ حِزْبِ اللهِ النُّجَبـاءِ بِحِزْبِ الشَّيْطـانِ الطُّلَقـاءِ،

براى كشتن حزب برگزيده خدا به وسيله حزب شيطان كه آزاد شده پيامبر(صلى الله عليه وآله) بودند

وَلَئِنِ اتَّخَذْتَنـا مَغْنَماً لَتَجِدُنـا وَشيكاً مَغْرَماً، حينَ لا

و اگرچه ما را به غنيمت گرفته اى ولى بزودى ما را خسارتى براى خويش مى بينى در روزى كه

تَجِدُ اِلاّ مـا قَدَّمَتْ يَداكَ، وَمـا رَبُّكَ بِظَلاّم لِلْعَبيدِ، فَاِلَى اللهِ الْمُشْتَكى

جز به نتيجه عملت نرسى و پروردگارت به بندگان ستم نمى كند. پس شكايت بدرگاه او است،

وَعَلَيْهِ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخـاءِ، فَكِدْ كَيْدَكَ، وَاسْعَ سَعْيَكَ،

و بر اوست اعتماد در حال سختى و آسودگى، پس تمام مكرت را بكار بر و همه سعيت را بكن

وَنـاصِبْ جَهْدَكَ، فَوَاللهِ لا تَمْحُو ذِكْرَنـا، وَلا تُميتُ وَحْيَنـا، وَلا تُدْرِكُ اَمَدَنـا،

وتا مى توانى بكوش، به خدا نخواهى توانست ياد ما را از بين ببرى و دين ما را نابود كنى و به روزگار ما پايان دهى،

وَلا تُرَخِّصُ عَنْكَ عـارَهـا، وَهَلْ رَاْيُكَ اِلاّ فَنَداً، وَاَيّـامُكَ اِلاّ عَدَداً،

وننگ اين جنايت را از دامنت بزدائى، آيا انديشه ات جز خطا و روزگارت جز اندك

وَجَمْعُكَ اِلاّ بَدَداً، يـا يَزيدُ! اَمـا سَمِعْتَ قَوْلَ اللهِ تَعـالى:

ويارانت جز پراكنده نخواهند بود. اى يزيد! نشنيده اى فرموده خداى تعالى را:

(وَلا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا في سَبيلِ اللهِ اَمْواتاً بَلْ اَحْيـاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ)

«گمان نبريد كشته شدگان در راه خدا مردگانند بلكه زنده اند و نزد او روزى مى خورند»

وَحَسْبُكَ بِاللهِ حـاكِماً، وَبِمُحَمَّد صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِه خَصيماً،

كافيست خداوند در اين باره حكم كند و حضرت محمد صلى الله عليه و آله دشمن تو

وَبِجِبْريلَ ظَهيراً، ثُمَّ قـالَتْ: اَلْحَمْدُ للهِِ الَّذي

و جبريل(عليه السلام) پشتيبان آن حضرت باشد، سپس فرمود: حمد مخصوص خداوندى است

خَتَمَ لاَِوَّلِنـا بِالسَّعـادَةِ وَالْمَغْفِرَةِ، وَلاِخِرِنـا بِالشَّهـادَةِ وَالرَّحْمَةِ،

كه پايان نخستين فرد ما (پيامبر(صلى الله عليه وآله)) را سعادت و آمرزش و سرانجام آخرين فرد ما (امام حسين(عليه السلام)) را شهادت و رحمت قرارداد،

اِنَّهُ رَحيمٌ وَدُودٌ، وَهُوَحَسْبُنـا وَنِعْمَ الْوَكيلُ،

اوست پروردگار بسيار مهربان و او ما را كفايت مى كند و خوب نماينده اى است

وَصَلَّى اللهُ عَلى مُحَمَّد وَآلِه وَاَهْلِ بَيْتِهِ الطّـاهِرينَ الاَْئِمَّةِ الْمَعْصُومينَ

و درود و رحمت خدا بر محمد و خاندان و اهل بيت پاكش كه همان امامان معصوم اند،

آمينَ يـا رَبَّ الْعـالَمينَ.

پروردگارا دعاى ما را مستجاب فرما.

امام هادی و زیارت جامعه کبیره

عرض تسلیت شهادت مظلومانه  امام هادی (ع)  و مروری بر سندیت زیارت جامعه کبیره

 

سند زیارت

شیخ صدوق در کتاب من لا یحضره الفقیه و عیون اخبار الرضا از موسى بن عبد اللّه نخعى روایت کرده که گفت خدمت حضرت هادى علیه السّلام عرض کردم: یابن رسول اللّه، مرا زیارتى با بلاغت تعلیم فرما که کامل باشد، تا اینکه هرگاه خواستم یکى از شما را زیارت کنم، آن را بخوانم.

این زیارت چنان که، علاّمه مجلسى فرموده، بهترین زیارات جامعه، از جهت متن و سند و فصاحت و بلاغت است، و والد بزرگوارش در شرح من لا یحضره الفقیه فرموده: این زیارت احسن و اکمل زیارات است.
و من تا در عتبات عالیات بودم، ائمه علیهم السّلام را زیارت نکردم، مگر با این زیارت.

 

ترجمه قسمت پایانی زیارت:

خدایا اگر من شفیعانی را به درگاه تو نزدیک تر از محمّد و اهل بیتش، آن خوبان و پیشوایان و نیکان می یافتم، آن ها را شفیعان خود قرار می دادم، پس به حقشّان که برای آنان بر خود واجب کرده ای، مرا در گروه عارفان به آنها و آشنای به حقّشان، و در شمار رحم شدگان به شفاعت آن بزرگواران وارد کن، به درستی که تو مهربان ترین مهربانانی، و درود خدا بر محمّد و خاندان پاکش و سلام خدا، سلامی بسیار، بر آنان باد، و خدا ما را بس است، و نیکو کارگشایی است.

 

 

شعر کم نظیر شهریار کاروان کربلا

شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین
روی دل با کاروان کربلا دارد حسین

از حریم کعبۀ جدّش به اشکی شست دست
مروه پشت سر نهاد امّا صفا دارد حسین

می برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم
بیش از اینها حرمت کوی منا دارد حسین


پیش رو راه دیار نیستی کافیش نیست
اشک و آه عالمی هم در قفا دارد حسین

بس که محمل ها رود منزل به منزل با شتاب
کس نمی داند عروسی یا عزا دارد حسین

رخت و دیباج حرم چون گل به تاراجش برند
تا به جائی که کفن از بوریا دارد حسین

بردن اهل حرم دستور بود و سرّ غیب
ورنه این بی حرمتی ها کی روا دارد حسین

سروران ، پروانگان شمع رخسارش ولی
چون سحر روشن که سر از تن جدا دارد حسین

سر به قاچ زین نهاده راه پیمای عراق
می نماید خود که عهدی با خدا دارد حسین

او وفای عهد را با سر کند سودا ولی
خون به دل از کوفیان بی وفا دارد حسین

دشمنانش بی امان و دوستانش بی وفا
با کدامین سرکند ، مشکل دو تا دارد حسین

سیرت آل علی با سرنوشت کربلاست
هر زمان از ما یکی صورت نما دارد حسین

آب خود با دشمنان تشنه قسمت می کند
عزّت و آزادگی بین تا کجا دارد حسین

دشمنش هم آب می بندد به روی اهل بیت
داوری بین با چه قومی بی حیا دارد حسین

بعد از اینش صحنه ها و پرده ها اشک است و خون
دل تماشا کن چه رنگین سینما دارد حسین

ساز عشق است و به دل هر زخم پیکان زخمه ای
گوش کن عالم پر از شور و نوا دارد حسین

دست آخر کز همه بیگانه شد دیدم هنوز
با دم خنجر نگاهی آشنا دارد حسین

شمر گوید گوش کردم تا چه خواهد از خدا
جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسین

اشک خونین گو بیا بنشین به چشم "شهریار"
کاندرین گوشه عزائی بی ریا دارد حسین

فضایل امیرالمومنین

دوستان علی
رسول خدا می فرماید:اگر تمامی مردم بر دوستداری علی جمع می شدند خداوند آتش جهنم را خلق نمی کرد.
بحار النوار ج ۳۹ ص ۴۲۸

ابوهریره از رسول خدا نقل کرده است که فرمود:هنگامی که (در شب معراج) مرا به آسمان ها بردند دیدم که بر پایه عرش نوشته شده بود :هیچ معبودی نیست جز خدای یکتا، محمد رسول خداست. او را به وسیله علی تایید کردم و به وسیله علی یاری دادم.
مناقب خوارزمی ص ۳۲۸

نور واحد
هزار سال پیش از ان که خداوند آدم را بیافریند من و علی نوری نزد خدای عزوجل بودیم و آن نور خدا را تسبیح و تقدیس می کرد. هنگامی که خدا آدم را آفرید آن نور را در صلب وی قرار داد. ما همواره در یک جا بودیم تا آن که در صلب عبدالمطلب جدا شدیم. در من "پیامبری" و در علی "خلافت" قرار گرفت.
مناقب علی ابن ابی طالب ص ۸۸

خاک مقدس
سوگند به آن کس که جانم در دست اوست اگر بیم آن نبود که گروهی از امت من درباره تو همان چیزی را که ترسایان درباره عیس بن مریم گفتند ،بگویند، امروز درباره تو سخنی می گفتم که بر هیچ مسلمانی نمی گذشتی ، جز آنکه خاک پایت را به عنوان تبرک بر می داشت.
معجم کبیر طبرانی ج ۱ ص ۳۲۰

جایگاه علی
جایگاه علی نسبت به من ، مثل جایگاه من نسبت به پروردگارم است.
دخائر العقبی ص ۶۴
تردید در علی مساوی است با کفر
علی بهترین فرد بشر است هر که تردید به خود راه دهد کافر است
تاریخ مدینه دمشق ج ۴۲ ص ۳۷۳
 
کسی که در حق علی شک کند کافر است
بحار النوار ج ۳۸ ص ۱۳۵

جواز بهشت
احدی از پل صراط عبور نخواهد کرد مگر کسی که علی برای او جواز عبور بنویسید
الریاض النصره ج ۳ ص ۱۳۷

سرلوحه نامه اعمال
سرلوحه نامه اعمال مومن محبت علی بن ابی طالب است
تاریخ بغداد ج ۴ ص ۴۱۰

شبیه کعبه
ابوذر غفاری از رسول خدا روایت می کند که فرمود:
مثل علی بین شما همچون مثل کعبه پوشیده است.نگاه کردن بر آن عبادت و آهنگ او نمودن واجب است.
مناقب علی ابن ابی طالب ص ۱۰۷

شرط عبادت ولایت علی است
ای علی اگر کسی خدا را به اندازه نوح عبادت کند و همسنگ کوه احد در راه خدا طلا انفاق کند و ان مقدار عمر کند که هزار بار با پای پیاده حج به جای آورد و سپس در میان صفا و مروه مظلومانه کشته شد اگر ولایت تو را نپذیرد بوی بهشت به مشامش نمی رسد و داخل بهشت نمی شود.
مناقب خوارزمی ص ۶۸

فرشتگانی از نور صورت علی
همانا خدا از نور صورت علی بن ابی طالب فرشتگانی آفریده که (خداوند را) تسبیح گویند و تقدیس نمایند و ثواب آن را برای دوستان علی و دوستان فرزندانش ثبت و ضبط کنند.
مقتل الحسین ج ۱ ص ۹۷

یک نور در دو بدن
من و علی نوری بودیم در برابر خدای متعال ، چهارده هزار سال پیش از این که آدم آفریده شود.چون خدای تعالی آدم را آفرید آن نور را دو نیمه کرد؛ نیمی از آن منم و نیمه دیگر علی است.
الریاض النصره ج ۳ ص ۱۲۰

نوشته ای در بهشت
هزار سال پیش از این که خدا آسمان ها و زمین را بیافریند بر در بهشت نوشته شده است:"خدائی جز خدای یکتا نیست، محمد پیامبر خدا است و علی برادر پیامبر خدا است"
کنز العمال ج ۱۱ ص ۶۲۴

هر کس کینه علی دارد...
هر کس بمیرد در حالی که در دلش کینه علی ابن ابی طالب وجود داشته باشد یهودی و یا نصرانی از دنیا می رود.
الفردوس بما ثور الخطاب ج ۳ ص ۵۰۸

مثل سوره قل هو الله احد
ای علی تو مثل سوره قل هو الله احد هستی.هر کس تو را در دل دوست بدارد گوئی یک سوم قران را خوانده است و هر کس تو را در دل دوست بدارد و با زبانش تو را یاری کند گوئی دو سوم قران را خوانده است و هر کس تو را در دل دوست بدارد و با زبانش تو را یاری کند و با دستش به یاریت بیاید همه قران را تلاوت کرده است.
تفسیر نورالثقلین ج۵ ص ۷۰۱

امتیازهائی که به پیامبر داده نشد
سه فضیلت به من داده شد که علی نیز در آنها شریک است، و سه امتیاز به علی داده شد که به من داده نشده است.

لوای حمد برای من است و علی حامل آن، کوثر مال من است و علی ساقی آن؛وبهشت و آتش به دست من است و علی تقسیم کننده آن.اما آن سه ویژگی که تنها به علی داده شده و من سهمی از آن ندارم این است که به او پدر زنی داده شده که نظیرش به من داده نشده است فاطمه همسر اوست و مانند آن به من داده نشده است و به او دو پسر داده شده که مانندشان به من داده نشده است.
بحار النوار ج ۳۹ ص ۹۰

رابطه حب علی و بغض علی
دروغ گفته است هر کس گمان می کند مرا دوست دارد در حالی که با این (علی ) دشمن است.
تاریخ مدینه دمشق ج ۴۲ ص ۲۶۸

تمام ایمان در مقابل تمام کفر
علی علیه السلام از رسول خدا اجازه گرفت و به سوی میدان رفت .در این حال پیامبر در فضیلت جهاد علی علیه السلام فرمودند: اینک تمام ایمان با تمام کفر روبرو شده است
شرح نهج البلاغه ج ۱۳ ص ۲۸۵

ضربت علی در روز خندق برتر است از تمام عبادتهای جن و انس تا روز قیامت
ینابیع الموده ج ۱ ص ۲۸۲

در هنگام فتنه
بزودی بعد از من فتنه ای پدید می آید هنگامی که واقع شد ملازم علی ابن ابی طالب باشید و از او جدا نشوید زیرا او نخستین کسی است که با من دیدار می کند و نخستین کسی است که با من مصاحفه می کند در روز قیامت، او در آسمان بالا نیز همراه من است و او جدا کننده حق از باطل است
تاریخ مدینه دمشق ج ۴۲ ص ۴۵۰

برای شیعیان
یاعلی!تو و شیعیانت در بهشت هستید نخستین کسی که زمین برایش شکافته می شود حضرت محمد و سپس شما هستید اولین کسی که مورد تکریم قرار می گیرد حضرت محمد و سپس شما هستید نخستین کسی که خلعت داده می شود حضرت محمد و سپس شما هستید
مناقب خوارزمی ص ۱۱۳

فضائل بی شمار
اگر تمام درختان قلم، و دریاها مرکب و همه جنیان شمارشگر و همه انسانها نگارشگر باشند قادر به شمارش فضائل علی ابن ابی طالب نخواهند بود
مناقب خوارزمی ص ۳۲
 

سلیمان و خاک

می گویند سلیمان ( ع ) می خواست از کوزه ای آب بخورد که در آن از خاک مردگان هیچ نباشد. همه جا را گشتند و چنان خاکی پیدا نکردند. دیوی گفت: ” من این چنین خاکی پیدا می کنم.” و سپس در دریایی ژرف فرو رفت و از گل آن دریا کوزه ای ساخت و پیش سلیمان ( ع ) آورد. سلیمان ( ع ) چون کوزه را پر از آب کرد، آن کوزه فوری سلیمان ( ع ) را از حال خود آگاه کرد و گفت :” من فلان پسر فلان هستم. تو آب بخور و نشانی از خاک مگیر که در دنیا خاکی نیابی که از پیکر مرده ای در آن نشانی نباشد.”
تو را گر کوزه ای و گر تنوری ست
یقین می دان که آن از خاک گوری ست

عطار نیشابوری

https://mehrpottery.ir

احادیثی از امام جواد ع

حدیث از حضرت امام جواد ع

  • سخن نیک را از هر کسی ، هر چند به آن عمل نکند ، فرا گیرید
  • خداوند دوست ندارد که مردم در خواهش از یکدیگر اصرار ورزند ، ولی اصرار در خواهش از خودش را دوست دارد .
  • هیچ بنده ای عالم نیست ، مگر اینکه نسبت به بالا دست خود ، حسادت نورزد ، و زیردست خود را خوار نشمارد
  • هر که خوش نیت باشد ، روزی اش افزایش می یابد .
  • هر کس با خانواده اش خوشرفتار باشد ، بر عمرش افزوده می گردد .
  • از سستی و بی قراری بپرهیز ، که این دو ، کلید هر بدی می باشند ، کسی که سستی کند ، حقی  را ادا نکند ، و کسی که بی قرار شود ، بر حق صبر نکند .
  • پیوند با خویشان(صله رحم) ، عملها را پاکیزه می نماید ، اموال را افزایش می دهد ، بلا را دور می کند ، حساب آخرت را آسان می نماید ، و مرگ را به تاخیر می اندازد .
  • خداوند در روز قیامت در حساب بندگانش ، به اندازه عقلی که در دنیا به آنها داده است ، دقت و باریک بینی می کند
  • به خدا سوگند هیچ بنده ای در دعا ، پافشاری و اصرار به درگاه خدای عزوجل نمی کند ، جز این که حاجتش را بر آورد .
  • خداوند عزوجل کسی را که در میان جمع ، بدون ناسزاگویی شوخی کند ، دوست دارد .
  • خداوند عزوجل از میان بندگان مومنش آن بنده ای را دوست دارد که بسیار دعا کند ، پس بر شما باد دعا در هنگام سحر تا طلوع آفتاب ، زیرا آن ، ساعتی است که درهای آسمان در آن هنگام باز گردد و روزی ها در آن تقسیم گردد و حاجت های بزرگ بر آورده شود .
  • هر که بر خدا توکل کند ، مغلوب نمی شود ، و هر که از گناه به خدا پناه برد ، شکست نمی خورد .
  • افزایش نعمت از جانب خداوند قطع نمی شود ، مگر اینکه شکر از جانب بندگان قطع گردد .
  • خداوند دنیا را به دوست و دشمن خود می دهد ، اما دینش را فقط به دوست خود می بخشد .
  • هر کس ظاهرش از باطنش بهتر باشد ، ترازوی اعمالش سبک می شود .
  • دعای انسان پشت سر برادر دینی اش ، نزدیکترین و سریعترین دعا به اجابت است .

http://heyatemaktabolbagher.epage.ir/fa/module.content_Page.31-16-13.html

دعاهای سجده

دعاهای سجده

 

1- « يا لطيف ارحم عبدك الضعيف ، يا جليل ارحم عبدك الذليل » اي خداي مهربان به بنده ضعيفت رحم كن ، اي خداي بزرگ ، به بنده ذليلت رحم نما .

۲ - « يا ولى العافية، اسئلك العافية، عافية الدين والدنيا والاخرة، بجاهِ محمدٍ و عترته الطاهرة، صلواتك عليهم اجمعين » اي خداي صاحب عافيت از تو عافيت مي خواهم براي دين و دنيا و آخرتم . به عظمت و جاه و جلال محمد و عترت پاكش كه درود تو بر همه انها باد .

۳ - « اللهم انى اسئلك الراحة عند الموت و المغفرة بعد الموت و العفو عند الحساب » از تو راحتي هنگام مرگ و جان دادن و بخشش پس از مرگ و گذشت هنگام محاسبه اعمال، مسئلت مي كنم .

۴ - « يا من له الدنيا و الاخرة ارحم من ليس له الدنيا و الاخرة » اي كسي كه مالك دنيا و آخرتي ، رحم كن بر كسي كه نه دنيا دارد نه آخرت .

5 - « رب اغفر و ارحم و تجاوز عما تعلم انك انت الاعزّ الاجلّ الاكرم » پروردگارا بيامرز و رحم نما و در گذر از آنچه ( از من مي داني) بدرستي كه تو عزيز و بزرگوار و كريمي .

6 - « يا خير المسؤولين و يا خير المعطين، ارزقنى وارزق عيالى من فضلك فانك ذوالفضل العظيم » اي بهترين سؤال شده گان و اي بهترين پاسخ دهنده و بخشندگان ، بمن وعيالم از فضل خود روزي بده بدرستي كه تو صاحب فضل عظيم هستي .

بهترين دعاي قنوت چيست؟

بهترين دعاي قنوت چيست؟

مستحب است در قنوت نماز اين اذكار خوانده شود:
1- ذکر شريف «لا اله الا الله الحليم الكريم لا اله الا الله العلى العظيم سبحان الله رب السموات السبع و رب الارضين السبع و ما فيهن و ما بينهن و رب العرش العظيم و الحمد للّه ربّ العالمين»
2- آيه شريفه «رب اغفرلى و لوالدى و للمومنين يوم يقوم الحساب».
آيه شريفه: «ربنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هديتنا و هب لنا من لدنك رحمه انك انت الوهاب».
4-آيه شريفه رب اجعلنی مقيم الصلوه و من ذريتی # ربنا و تقبل دعاي،اللهم صلّ علي محمد وآل محمدوعجّل فرجهم واهلک اعدائهم اجمعين.47- رب اغفر و ارحم و انت خير الراحمين (لوح فشرده پرسمان،  كد: 4/100128982)

سخنان امیر المومنین

از سخنان امیر المونین علیه السلام :

و درود خدا بر او ، فرمود : از كفّاره گناهان بزرگ ، به فرياد مردم رسيدن ، و آرام كردن مصيبت ديدگان است.

و درود خدا بر او ، فرمود : با درد خود بساز ، چندان كه با تو سازگار است .

و درود خدا بر او ، فرمود : برترين زهد ، پنهان داشت زهد است !

و درود خدا بر او ، فرمود : بْخل ننگ و ترس نقصان است . و تهيدستى مرد زيرك را در برهان كُند مى سازد و انسان تهيدست در شهر خويش نيز بيگانه است.

و درود خدا بر او ، فرمود : سينه خردمند صندوق راز اوست و خوشرويى وسيله دوست يابى ، و شكيبايى ، گورستان پوشاننده عيب هاست . و يا فرمود : پرسش كردن وسيله پوشاندن عيب هاست ، و انسان از خود راضى ، دشمنان او فراوانند.

و درود خدا بر او ، فرمود : صدقه دادن دارويى ثمر بخش است ، و كردار بندگان در دنيا ، فردا در پيش روى آنان جلوه گر است.

و درود خدا بر او ، فرمود : با مردم آن گونه معاشرت كنيد ، كه اگر مْرديد بر شما اشك ريزند، و اگر زنده مانديد ، با اشتياق سوى شما آيند.

و درود خدا بر او ، فرمود : اگر بر دشمنت دست يافتى ، بخشيدن او را شكرانه پيروزى قرار ده.

و درود خدا بر او ، فرمود : چون نشانه هاى نعمت پروردگار آشكار شد، با ناسپاسى نعمت ها را از خود دور نسازيد.

و درود خدا بر او ، فرمود : ناتوان ترين مردم كسى است كه در دوست يابى ناتوان است ، و از او ناتوان تر آن كه دوستان خود را از دست بدهد.

و درود خدا بر او ، فرمود : آن كس كه در پى آرزوى خويش تازد ، مرگ او را از پاى در آورد.

اخلاق و منش علی بن موسی الرضا ع

مژده تولد امام رضا علیه السلام توسط پیامبر صلی الله علیه و آله


در روایت آمده است که حُمیده، شبی پیامبر خدا صلی الله علیه و آله را در خواب دید و آن حضرت به او گفت که نجمه را به فرزند خود موسی علیه السلام ببخشد؛ زیرا از او فرزندی به دنیا می آید که بهترینِ اهل زمین است. به این سبب، حمیده، نجمه را به آن حضرت بخشید. از امام کاظم علیه السلام هم روایت شده است که فرمود: جد و پدرم در خواب به من فرمودند: «ای موسی! از این کنیز بهترینِ اهل زمین بعد از تو به دنیا می آید. نامش را «علی» بگذار که به زودی خداوند عدل و رأفت و رحمت را با او ظاهر می کند. خوشا به حال کسی که او را تصدیق کند و وای بر کسی که او را دشمن دارد و انکار کند».

 

دیدن امام رضا علیه السلام ، آرزوی امام صادق علیه السلام


ولادت امام رضا علیه السلام چند روز بعد از شهادت امام صادق علیه السلام اتفاق افتاد، و این در حالی بود که آن حضرت آرزو داشت فرزند امام کاظم علیه السلام را ببیند. از امام کاظم علیه السلام روایت شده است که فرمود: از پدرم جعفر بن محمد بارها شنیدم که می فرمود: «عالم آل محمد» از تو به وجود می آید و کاش من او را درک می کردم. او هم نام جدم امیرمؤمنان علی علیه السلام است». در روایت دیگری نیز آمده است که امام صادق علیه السلام فرمود: «خداوند متعالی دادرس و فریارس این امت را از فرزندم موسی علیه السلام به وجود می آورد».

اخلاق و منش علی بن موسی الرضا ع:

خصوصیات اخلاقی و زهد و تقوای آن حضرت به گونه‌ای بود که حتی دشمنان خویش را نیز شیفته و مجذوب خود کرده بود. با مردم در نهایت ادب تواضع و مهربانی رفتار می‌کرد و هیچ گاه خود را از مردم جدا نمی‌نمود.

نام مبارک ایشان علی و کنیه آن حضرت ابوالحسن و مشهورترین لقب ایشان "رضا" به معنای "خشنودی" می‌باشد. امام محمد تقی (علیه السلام) امام نهم و فرزند ایشان سبب نامیده شدن آن حضرت به این لقب را اینگونه نقل می‌فرمایند: "خداوند او را رضا لقب نهاد زیرا خداوند در آسمان و رسول خدا و ائمه اطهار در زمین از او خشنود بوده‌اند و ایشان را برای امامت پسندیده‌اند و همینطور (به خاطر خلق و خوی نیکوی امام) هم دوستان و نزدیکان و هم دشمنان از ایشان راضی و خشنود بود‌ند."

یکی از القاب مشهور حضرت "عالم آل محمد" است. این لقب نشانگر ظهور علم و دانش ایشان می‌باشد. جلسات مناظره متعددی که امام با دانشمندان بزرگ عصر خویش، بویژه علمای ادیان مختلف انجام داد و در همه آنها با سربلندی تمام بیرون آمد دلیل کوچکی بر این سخن است،

 یکی از یاران امام می‌گوید: "هیچ گاه ندیدم که امام رضا (علیه السلام) در سخن بر کسی جفا ورزد و نیز ندیدم که سخن کسی را پیش از تمام شدن قطع کند. هرگز نیازمندی را که می‌توانست نیازش را برآورده سازد رد نمی‌کرد در حضور دیگری پایش را دراز نمی‌فرمود. هرگز ندیدم به کسی از خدمتکارانش بدگویی کند. خنده او قهقهه نبود بلکه تبسم می‌فرمود. چون سفره غذا به میان می‌آمد، همه افراد خانه حتی دربان و مهتر را نیز بر سر سفره خویش می‌نشاند و آنان همراه با امام غذا می‌خوردند. شبها کم می‌خوابید و بسیاری از شبها را به عبادت می‌گذراند. بسیار روزه می‌گرفت و روزه سه روز در ماه را ترک نمی‌کرد. کار خیر و انفاق پنهان بسیار داشت. بیشتر در شبهای تاریک، مخفیانه به فقرا کمک می‌کرد."(5) یکی دیگر از یاران ایشان می‌گوید: "فرش آن حضرت در تابستان حصیر و در زمستان پلاسی بود. لباس او در خانه درشت و خشن بود، اما هنگامی که در مجالس عمومی شرکت می‌کرد، خود را می‌آراست (لباسهای خوب و متعارف می‌پوشید).(6) شبی امام میهمان داشت، در میان صحبت چراغ ایرادی پیدا کرد، میهمان امام دست پیش آورد تا چراغ را درست کند، اما امام نگذاشت و خود این کار را انجام داد و فرمود: "ما گروهی هستیم که میهمانان خود را به کار نمی‌گیریم."(7)

 شخصی به امام عرض کرد: "به خدا سوگند هیچکس در روی زمین از جهت برتری و شرافت اجداد، به شما نمی‌رسد." امام فرمودند:" تقوی به آنان شرافت داد و اطاعت پروردگار، آنان را بزرگوار ساخت."(8)

 مردی از اهالی بلخ می‌گوید: "در سفر خراسان با امام رضا (علیه السلام) همراه بودم. روزی سفره گسترده بودند و امام همه خدمتگزاران حتی سیاهان را بر آن سفره نشاند تا همراه ایشان غذا بخورند. من به امام عرض کردم: "فدایت شوم بهتر است اینان بر سفره‌ای جداگانه بنشینند." امام فرمود: "ساکت باش، پروردگار همه یکی است. پدر و مادر همه یکی است و پاداش هم به اعمال است."(9)

 یاسر، خادم حضرت می‌گوید: «امام رضا (علیه السلام) به ما فرموده بود: "اگر بالای سرتان ایستادم (و شما را برای کاری طلبیدم) و شما مشغول غذا خوردن بودید بر نخیزید تا غذایتان تمام شود. به همین جهت بسیار اتفاق می‌افتاد که امام ما را صدا می‌کرد و در پاسخ او می‌گفتند: "به غذا خوردن مشغولند." و آن گرامی می‌فرمود: "بگذارید غذایشان تمام شود."»(10)

 یکبار غریبی خدمت امام رسید و سلام کرد و گفت: "من از دوستداران شما و پدران و اجدادتان هستم. از حج بازگشته‌ام و خرجی راه را تمام کرده‌ام اگر مایلید مبلغی به من مرحمت کنید تا خود را به وطنم برسانم و در آنجا معادل همان مبلغ را صدقه خواهم داد زیرا من در شهر خویش فقیر نیستم و اینک در سفر نیازمند مانده‌ام." امام برخاست و به اطاقی دیگر رفت و از پشت در دست خویش را بیرون آورد و فرمود: "این دویست دینار را بگیر و توشه راه کن و لازم نیست که از جانب من معادل آن صدقه دهی."

 آن شخص نیز دینارها را گرفت و رفت. از امام پرسیدند: "چرا چنین کردید که شما را هنگام گرفتن دینارها نبیند؟" فرمود: "تا شرمندگی نیاز و سوال را در او نبینم."(11)

 امامان معصوم و گرامی ما در تربیت پیروان و راهنمایی ایشان تنها به گفتار اکتفا نمی‌کردند و در مورد اعمال آنان توجه و مراقبت ویژه ای مبذول می‌داشتند.

 یکی از یاران امام رضا (علیه السلام) می‌گوید: «روزی همراه امام به خانه ایشان رفتم. غلامان حضرت مشغول بنایی بودند. امام در میان آنها غریبه‌ای دید و پرسید: "این کیست؟" عرض کردند: "به ما کمک می‌کند و به او دستمزدی خواهیم داد." امام فرمود: "مزدش را تعیین کرده‌اید؟" گفتند: "نه هر چه بدهیم می‌پذیرد." امام برآشفت و به من فرمود: "من بارها به اینها گفته‌ام که هیچکس را نیاورید مگر آنکه قبلا مزدش را تعیین کنید و قرارداد ببندید. کسی که بدون قرارداد و تعیین مزد، کاری انجام می‌دهد، اگر سه برابر مزدش را بدهی باز گمان می‌کند مزدش را کم داده‌ای ولی اگر قرارداد ببندی و به مقدار معین شده بپردازی از تو خشنود خواهد بود که طبق قرار عمل کرده‌ای و در این صورت اگر بیش از مقدار تعیین شده چیزی به او بدهی، هر چند کم و ناچیز باشد؛ می‌فهمد که بیشتر پرداخته‌ای و سپاسگزار خواهد بود."»(12)

 خادم حضرت می‌گوید: «روزی خدمتکاران میوه‌ای می‌خوردند. آنها میوه را به تمامی نخورده و باقی آنرا دور ریختند. حضرت رضا (علیه السلام) به آنها فرمود: "سبحان الله اگر شما از آن بی‌نیاز هستید، آنرا به کسانی که بدان نیازمندند بدهید."»

امام در گفتگویی که با مأمون درباره ولایت عهدی داشتند، در این باره این گونه می‌فرمایند: "همانا ولایت عهدی هیچ امتیازی را بر من نیفزود. هنگامی که من در مدینه بودم فرمان من در شرق و غرب نافذ بود و اگر از کوچه‌های شهر مدینه عبور می‌کردم، عزیرتر از من کسی نبود. مردم پیوسته حاجاتشان را نزد من می‌آوردند و کسی نبود که بتوانم نیاز او را برآورده سازم مگر اینکه این کار را انجام می‌دادم و مردم به چشم عزیز و بزرگ خویش، به من مى‌نگریستند."

 

مختصری از کلمات حکمت‌آمیز امام:

امام فرمودند: "دوست هر کس عقل اوست و دشمن هر کس جهل و نادانی و حماقت است."

امام فرمودند: "علم و دانش همانند گنجی می‌ماند که کلید آن سؤال است، پس بپرسید. خداوند شما را رحمت کند زیرا در این امر چهار طایفه دارای اجر می‌باشند: 1- سؤال کننده 2- آموزنده 3- شنونده 4- پاسخ دهنده."

امام فرمودند: "مهرورزی و دوستی با مردم نصف عقل است."

امام فرمودند: "چیزی نیست که چشمانت آنرا بنگرد مگر آنکه در آن پند و اندرزی است."

امام فرمودند: "نظافت و پاکیزگی از اخلاق پیامبران است."