دعاهای سجده

دعاهای سجده

 

1- « يا لطيف ارحم عبدك الضعيف ، يا جليل ارحم عبدك الذليل » اي خداي مهربان به بنده ضعيفت رحم كن ، اي خداي بزرگ ، به بنده ذليلت رحم نما .

۲ - « يا ولى العافية، اسئلك العافية، عافية الدين والدنيا والاخرة، بجاهِ محمدٍ و عترته الطاهرة، صلواتك عليهم اجمعين » اي خداي صاحب عافيت از تو عافيت مي خواهم براي دين و دنيا و آخرتم . به عظمت و جاه و جلال محمد و عترت پاكش كه درود تو بر همه انها باد .

۳ - « اللهم انى اسئلك الراحة عند الموت و المغفرة بعد الموت و العفو عند الحساب » از تو راحتي هنگام مرگ و جان دادن و بخشش پس از مرگ و گذشت هنگام محاسبه اعمال، مسئلت مي كنم .

۴ - « يا من له الدنيا و الاخرة ارحم من ليس له الدنيا و الاخرة » اي كسي كه مالك دنيا و آخرتي ، رحم كن بر كسي كه نه دنيا دارد نه آخرت .

5 - « رب اغفر و ارحم و تجاوز عما تعلم انك انت الاعزّ الاجلّ الاكرم » پروردگارا بيامرز و رحم نما و در گذر از آنچه ( از من مي داني) بدرستي كه تو عزيز و بزرگوار و كريمي .

6 - « يا خير المسؤولين و يا خير المعطين، ارزقنى وارزق عيالى من فضلك فانك ذوالفضل العظيم » اي بهترين سؤال شده گان و اي بهترين پاسخ دهنده و بخشندگان ، بمن وعيالم از فضل خود روزي بده بدرستي كه تو صاحب فضل عظيم هستي .

بهترين دعاي قنوت چيست؟

بهترين دعاي قنوت چيست؟

مستحب است در قنوت نماز اين اذكار خوانده شود:
1- ذکر شريف «لا اله الا الله الحليم الكريم لا اله الا الله العلى العظيم سبحان الله رب السموات السبع و رب الارضين السبع و ما فيهن و ما بينهن و رب العرش العظيم و الحمد للّه ربّ العالمين»
2- آيه شريفه «رب اغفرلى و لوالدى و للمومنين يوم يقوم الحساب».
آيه شريفه: «ربنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هديتنا و هب لنا من لدنك رحمه انك انت الوهاب».
4-آيه شريفه رب اجعلنی مقيم الصلوه و من ذريتی # ربنا و تقبل دعاي،اللهم صلّ علي محمد وآل محمدوعجّل فرجهم واهلک اعدائهم اجمعين.47- رب اغفر و ارحم و انت خير الراحمين (لوح فشرده پرسمان،  كد: 4/100128982)

دعا به جهت محفوظ ماندن از جمیع بلاها

 

روایت است از انس كه گفت حضرت رسول صلى اللّه علیه و آله فرمود كه هر كس این دعا را در هر صبح و شام بخواند موكل فرماید حق تعالى به او چهار فرشته كه او را حفظ كنند از پیش رو و از پشت سر و از طرف راست و طرف چپش و در امان خداوند عزوجل باشد و اگر سعى كند خلایق از جن و انس كه ضرر به او برسانند نتوانند و آن دعا این است :

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ بِسْمِ اللَّهِ خَیْرِ الاَْسْماءِ بِسْمِ اللَّهِ رَبِّ الاَْرْضِ وَ السَّمآءِ بِسْمِ اللَّهِ الَّذى لایَضُرُّ مَعَ اسْمِهِ سَمُّ وَلا دآءٌ بِسْمِ اللَّهِ اَصْبَحْتُ وَ عَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْتُ بِسْمِ اللَّهِ عَلى قَلْبى وَ نَفْسى بِسْمِ اللَّهِ عَلى دینى وَ عَقْلى بِسْمِ اللَّهِ عَلى اَهْلى وَ مالى بِسْمِ اللَّهِ عَلى ما اَعْطانى رَبّى بِسْمِ اللَّهِ الَّذى لایَضُرُّ مَعَ اسْمِهِ شَىْءٌ فِى الاَْرْضِ وَ لا فِى السَّماءِ وَ هُوَ السَّمیعُ الْعَلیمُ اَللَّهُ اَللَّهُ رَبّى لا اُشْرِكُ بِهِ شَیْئاً اَللَّهُ اَكْبَرُ اَللَّهُ اَكْبَرُ وَ اَعَزُّ وَ اَجَلُّ مِمّا اَخافُ وَ اَحْذَرُ عَزَّ جارُكَ وَ جَلَّ ثَناؤُكَ وَلا اِلهَ غَیْرُكَ اَللّهُمَّ اِنّى اَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ نَفْسى وَ منْ شَرِّ كُلِّ سُلْطانٍ شَدیدٍ وَ مِنْ شَرِّ كُلِّ شَیْطانٍ مَریدٍ وَ مِنْ شَرِّ كُلِّ جَبّارٍ عَنیدٍ وَ مِنْ شَرِّ قَضآءِ السّوُءِ وَ مِنْ كُلِّ دابَّةٍ اَنْتَ آخِذٌ بِناصِیَتِها اِنَّكَ عَلى صِراطٍ مُسْتَقیمٍ وَ اَنْتَ عَلى كُلِّشَىْءٍ حَفیظٌ اِنَّ وَلِیِّىَ اللَّهُ الَّذى نَزَّلَ الْكِتابَ وَ هُوَ یَتَوَلَّى الصّالِحینَ فَاِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِىَ اللَّهُ لا اِلهَ اِلاّ هُوَ عَلَیْهِ تَوَكَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظیمِ

مناجات حضرت داود با خدا

 

مناجات حضرت داود با خدا
روزى حضرت داود در مناجاتش از خداوند خواست همنشين او را در بهشت به وى معرفى كند، از جانب خداوند ندا رسيد كه : ((فردااز دروازه شهر بيرون برو، اولين كسى كه با او برخورد نمايى همنشين تو در بهشت مى باشد))
روز بعد، حضرت داود به اتفاق پسرش ((سليمان )) از شهر خارج شد، پيرمردى را ديد كه پشته هيزمى از كوه پائين آورده تا بفروشد. پير مرد كه ((متى )) نام داشت ، كنار دروازه فرياد زد ((كيست كه هيزم بخواهد؟ يك نفر پيدا شد و هيزمش را خريد.
حضرت داود پيش او رفت و سلام كرد و گفت : آيا ممكن است ، امروز ما را مهمان كنى ؟))
پير مرد پاسخ داد: ((مهمان حبيب خداست ، بفرمائيد))
سپس پير مرد با پولى كه از فروش هيزم بدست آورده بود مقدارى گندم خريد، وقتى به خانه رسيدند پير مرد گندم را آرد كرد و سه عدد نان پخت و نان ها را جلوى مهمانانش گذاشت .
وقتى شروع به خوردن كردند، پير مرد هر لقمه اى كه به دهان مى برد، ابتدا ((بسم الله )) و در انتها ((الحمدلله )) مى گفت ، وقتى ناهار مختصر آنها به پايان رسيد، دستش را به طرف آسمان بلند كرد و گفت : ((خداوندا، هيزمى كه فروختم ، درختش را تو كاشتى ، آنها را تو خشك كردى ، نيروى كندن هيزم را تو به من دادى ، مشترى را تو فرستادى كه هيزمها را بخرد و گندمى را كه خورديم ، بذرش را تو كاشتى ، وسايل آرد كردن و نان پختن را نيز تو به من دادى ، در برابر اين همه نعمت من چه كرده ام ؟))
پيرمرد اين حرفها را مى زد و گريه مى كرد. داود نگاه معنى دارى به پسرش ‍ كرد، يعنى همين است علت اين كه او با پيامبران محشور مى شود.