قسمتی از خطبه "سَلوني قَبلَ اَن تَفقِدوني" اميرالمومنين علیه السلام
اول
اولين سوال کننده از گوشهي مسجد کوفه برخاست و پرسيد :
يا علي ، به من بگو از اينجا که من ايستاده ام تا عرش خدا چقدر فاصله است ؟
اميرالمومنين فرمود : اولا فاصله فرش تا عرش ، يک فاصلهي مکاني نيست که من به
تو بگويم از اينجا تا عرش چقدر فاصله است ؟! اما اگر يک مومني خالصانه بگويد لا
اله الا الله و اين کلمه توحيد را بر زبان خود جاري سازد ، او فاصله فرش تا عرش را
پيموده است ، فرش و عرش را به يکديگر دوخته است .
و بعد در ادامه فرمود : اگر مي خواهي عرش پروردگار رحمان را جستجو کني ، بدان
قلب يک انسان مومن عرش پروردگار رحمان است.
اولين سوال کننده جواب سوال خود را گرفت و نشست .
دوم
سائل دوم از گوشهي ديگر مسجد برخاست ، پرسيد :
يا علي ، به من بگو واجب کدام است ؟ واجب تر کدام است ؟
نزديک کدام است ؟ نزديک تر کدام است ؟
عجيب کدام است ؟ عجيب تر کدام است ؟
مشکل کدام است ؟ مشکل تر کدام است ؟
اميرالمومنين در پاسخ فرمود:
واجب ، ترک گناه است و واجب تر از آن توبهي از گناه است.
نزديک ، قيامت است و نزديک تر از آن مرگ است.
عجيب ، بيوفايي دنياست و عجيب تر از آن دل بستن به اين دنياي بيوفاست.
مشکل ، سرازير قبر شدن است و مشکل تر از آن با دست خالي سرازير قبر شدن است .
اين سائل دوم هم جواب سوال خود را گرفت و نشست .
سوم
سائل سوم از گوشهي ديگر مسجد کوفه برخاست. پرسيد :
يا علي ، به من بگو من از کجا بفهمم خدا عبادت هاي مرا قبول کرد ؟
از کجا بفهمم خدا گناهان مرا آمرزيده است ؟
از کجا بفهمم خدا عبادت هاي مرا قبول نکرد و مردود اعلام شد ؟
از کجا بفهمم خدا گناهان مرا نيامرزيد و در نامه ي عمل من ثبت شد ؟
اميرالمومنين فرمود:
اگر يک عبادتي انجام داده ايد و بعد از آن عبادت ، خدا به شما توفيق داد عبادت
دوم را انجام بدهيد ، آن عبادت دوم دليل بر آن است که خدا عبادت اول را از شما
قبول کرد . چون عبادت اول تان را قبول کرد لذا به شما توفيق ورود به عبادت دوم را
عنايت کرد.
اگر شما يک گناه و معصيتي مرتکب شديد ، منتهي بعد از آن گناه خدا به شما توفيق
داد يک طاعت و عبادتي انجام داده ايد ، اين عبادت بعد از معصيت دليل بر اين است که
خدا معصيت شما را آمرزيده است و مورد بخشش قرار داد لذا به شما توفيق داد که مرتکب
طاعت و عبادتي بشويد.
اگر اول يک طاعت و عبادتي انجام داديد ، بعد از آن عبادت مرتکب گناه و معصيتي
شديد ، آن گناه ِ بعد از عبادت دليل بر اين است که خدا عبادت شما را قبول نکرد و
مردود اعلام شد لذا مرتکب گناه شديد ، چون اگر عبادت ، عبادتِ مقبول بود مي بايست
شما را از گناه بازدارد . همين که بعد از عبادت معصيت کرديد ، اين معصيت دليل بر
اين است که آن عبادت مقبول نبود.
اگر يک گناهي انجام داديد و بعد از آن مرتکب گناه دوم شديد ، آن گناه دوم دليل
بر آن است که خدا گناه اول تان را نيامرزيد ، لذا مرتکب گناه دوم شديد. اگر مرتکب
گناه سوم بشويد ، گناه سوم دليل بر اين است که خدا گناه دوم را بر شما نبخشيد.
اين سومين سائل هم جواب سوال خود را گرفت و نشست .
چهارم
سائل چهارم از گوشهي ديگر مسجد کوفه برخاست. پرسيد :
يا علي ، بچهاي به دنيا آمد ، اين بچه يک تن دارد با دو سر . آيا با داشتن
اين دو سر ، او يک نفر محسوب مي شود و از پدر يک
سهم ارث ميبرد يا دو نفر به حساب مي آيد و از پدر دو سهم ارث مي برد ؟
اميرالمومنين فرمود : اين دو سر را بخوابانيد ، وقتي هر دو سر به خواب رفتند
آنگاه آهسته ، سر اول را از خواب بيدار کنيد . اگر همزمان با بيدار شدن سر اول ،
سر دوم هم از خواب برخاست ، معلوم ميشود او يک نفر به حساب ميآيد و از پدر يک
سهم ارث ميبرد . اما اگر با بيدار نمودن سر اول ، ديديد که سر دوم همچنان در خواب
است ، معلوم ميشود او دو نفر محسوب ميشود و ازپدر دو سهم ارث ميبرد .
سائل چهارم هم جواب سوال خود را گرفت و نشست .
پنجم
سائل پنجم از گوشهي ديگر مسجد کوفه برخاست. پرسيد :
يا علي ، دو مادر بر سر دو بچه با هم به دعوا افتادند . اين دو بچه يکي پسر
است و ديگري دختر . مادر اولي ميگويد پسر مال من است ، دختر مال تو . مادر دوم ميگويد
نخير ، پسر مال من است ، دختر مال تو . چگونه به دعواي اين دو مادر خاتمه بدهيم ؟
اميرالمومنين فرمود : دو ظرف برداريد ، از شير اين دو مادر بدوشيد ، شير
دوشيده شده را وزن کنيد ، آن شيري که وزنش سنگين تر
است ، پسر مال اوست و آن شيري که وزنش سبک تر است ، دختر مال اوست .
اين پنجمين سائل هم جواب سوال خود را گرفت و نشست .
ششم
سائل ششم از گوشهي ديگر مسجد کوفه برخاست. پرسيد :
يا علي ، خدا در کتاب زبور داوود پيامبر وحي فرستاد که من چهار چيز را در چهار
جا مخفي نمودم . به من بگو آن چهار چيز کدامند ؟
اميرالمومنين فرمود:
1 . خدا اولياي خود را در ميان شما بندگان پنهان نمود پس
هيچ بنده اي از بندگان خدا را کوچک مشماريد و او را مورد تحقير قرار مدهيد شايد او
ولي اي از اولياي خدا باشد و شما ندانيد.
2 . خدا رضا و خشنودي خود را در طاعت و عبادت شما بندگان
پنهان کرد پس هيچ عبادتي را کوچک مشماريد و از آن صرف نظر نکنيد شايد رضاي خدا در
همان عبادت کوچک شما نهفته باشد و شما ندانيد.
.
3 . خدا خشم و غضب خود را در گناه و معصيت شما بندگان پنهان نمود ، پس هيچ معصيتي را کوچک مشماريد و آن را مرتکب نشويد شايد خشم خدا در همان معصيت کوچک شما نهفته باشد و شما ندانيد .
توضيح بيشتر :
همانطور که ميدانيد گناهان دو دسته اند . (گناهان
صغيره ، گناهان کبيره) حال مي دانيد در اسلام چند گناه و چند واجب وجود دارد ؟ در
اسلام 1553 تا واجب و 1448 تا گناه داريم . (توضيح بيشتر در کتاب اثبات الهداة
علامه شيخ حر عاملي)
شايستهست زين پس گناهان را ساده نپنداريم ، شايد فردايي نباشد .
4 . خدا اجابت خود را در دعاهاي شما بندگان پنهان کرد پس هيچ دعايي را کوچک مشماريد و از آن صرف نظر نکنيد شايد اجابت خدا در همان دعاي کوچک شما نهفته باشد و شما ندانيد .
هفتم
سائل هفتم از جا برخاست. پرسيد :
يا علي ، به من بگو الان جبرئيل امين در کجاست ؟
اميرالمومنين يک نگاه به آسمان کرد و يک نگاه به سمت راست و نگاه به سمت چپ و
نگاه به پشت سر.
فرمود : تمام آفرينش را نگريستم ، جبرئيل را نديدم . جبرئيل بايد خودت باشي .
ناگهان جمعيت ديدند اين سوال کننده از وسط جمعيت خارج شد . فهميدند او خود جبرئيل
امين بود .
هشتم
سائل هشتم از گوشهي ديگر مسجد کوفه برخاست. پرسيد :
يا علي ، اگر سگي با گوسفندي مقاربت کردند ، بچه اي متولد شد ، اين بچه حکم سگ
را دارد يا حکم گوسفند را ؟
توضيح بيشتر:
ابن ابي الحديد وقتي به اينجا رسيد ، تاسف ميخورد . ميگويد اي کاش آن شب در پاي خطبه سلوني علي بن ابي طالب انسانهاي فهيم و فرهيخته اي حضور ميداشتند که سوالات عميق علمي و حکمي از محضر مولا مي پرسيدند تا پاسخ مولا براي ما آيندگان بماند ولي افسوس ... بعضي آدمهايي که پاي خطبهي سلوني مولا علي نشسته بودند ، آدمهاي عوام ِ کم سوادي بودند که سوالات شان از اين نوع بود که چنين سوالي کردند !! مولا علي (عليه السلام) اين سوال را هم بي پاسخ نگذاشتند ...
فرمود : برويد ببينيد اين بچه علف مي خورد يا استخوان
مي چرد ؟ اگر علف مي خورد ، گوسفند است و اگر استخوان مي چرد ، سگ است.
سائل بلند شد و گفت : يا علي ، گاهي مي بينيم علف ميخورد ، گاهي استخوان مي
چرد .
فرمود : برويد ببينيد آيا مانند گوسفند مينشيند يا مانند سگ ؟
سائل بلند شد و گفت : يا علي ، گاهي مانند گوسفند مينشيند و گاهي مانند سگ .
توضيح بيشتر:
همانطور که مي دانيد گوسفند روي شکم مينشيند و سگ روي نشيمنگاهش .
فرمود : برويد ببينيد آيا مانند گوسفند آب مينوشد يا
مانند سگ آب مي خورد ؟
سائل باز هم گفت : گاهي مانند گوسفند آب مينوشد و گاهي هم مانند سگ آب مي
خورد .
فرمود : برويد ببينيد آيا مانند گوسفند بول ميکند يا مانند سگ ؟
سائل باز هم بلند شد و گفت : يا علي ، گاهي مانند گوسفند بول ميکند و گاهي
مانند سگ .
فرمود : برويد ببينيد آيا در اول و وسط گله راه مي رود يا آخر گله ؟ اگر اول و
وسط گله راه مي رود گوسفند است ، اگر آخر گله راه مي رود سگ است.
سائل باز هم بلند شد و گفت : يا علي ، گاهي اول ، گاهي وسط ، گاهي هم آخر گله
راه مي رود .
فرمود : پس او را بکشيد ، اگر شکمبه دارد ، گوسفند است و اگر شکمبه ندارد ، سگ
است .
اين سائل هم جواب سوال خود را گرفت و نشست.
توضيح بيشتر:
جناب جرج جرداق مسيحي در کتاب " امام علي صوت العدالة الانسانية " مي گويد : اي شيعيان ، افتخار کنيد به چنين پيشوايي . کدام رهبر را در تاريخ بشر سراغ داريد ، در هر زمينه اي از او پرسيده باشند ، بي درنگ پاسخ داده باشد ؟
... اي روزگار ، تو را چه شده است ؟ اي کاش تمام ثروت ها و سرمايه هاي خود را بسيج
مي کردي تا در هر قرني ، يک علي تحويل جامعه ي بشريت ميدادي . کمبود جامعه ي بشري
ما ، وجود يک پيشوايي به نام علي بن ابي طالب است .
و در پايان مي گويد : مي دانيد چرا علي را در محراب عبادت سر شکافتند ؟ علي را
از شدت عدالتش کشتند !!!! و او تنها پيشواي عادل تاريخ بشر است که از شدت عدلش
کشته شد نه از شدت ظلمش .
نهم
از مولا پرسيدند : چه کنيم تا مشکلات زندگي در نظر ما
کوچک آيد ؟
اميرالمومنين پنج نکته را در ارتباط با اين سوال بيان فرمودند:
1 هرگاه يک مصيبت و مشکلي در زندگي شما پديد آمد ، شما مشکل بزرگتر از آن را در
ذهن خودتان مجسم کنيد و به خود بگوييد اگر به جاي اين مشکل وارده ، آن مشکل بزرگتر
بر سر من فرود مي آمد ، چه ميشد؟ اگر مشکل بزرگتر را در ذهن مجسم کنيد ، تحمل اين
مشکلي که بر سر شما وارد شد ، بر شما آسان خواهد شد .
2 رنج يک مصيبت را بر گذر زمان پخش کنيد ، تقسيم و توزيع کنيد .
توضيح بيشتر:
پخش نمودن رنج يک مصيبت بر گذر زمان معنايش چيست ؟
به اين معني ست که غم و غصه هاي ديروز زندگي تان ، براي ديروز بود ، تمام شد و
رفت! غم و غصه هاي فردا هم براي فرداست که هنوز نيامده ، و اصلا معلوم نيست
شمافردايي داشته باشيد يا نه ،
پس براي امروز شما ، غم و غصه هاي همين امروز کافي ست .
3 باور کنيد که رنج و غم و مشکل زندگي پايان پذير است . هيچ غم و غصه اي براي هميشه در زندگي شما باقي نميماند . هرمشکلي يک مدت زماني دارد . تا يک مدتي در زندگي شما مي ماند ، ماموريت خود را به انجام مي رساند ، به اهداف خودش دست پيدا ميکند و بعد زندگي شما را ترک خواهد گفت . مشکلات پايان پذير است .
4 . آنچه بود و رفت ، مثل آن که نبود .
توضيح بيشتر:
خيلي وقتها غصه هاي ما بابت چيزهايي ست که به دست
آورديم ، بعد از دست ما رفت و مينشينيم و غصه ميخوريم . مولا
ميفرمايند اين هم غصه خوردن ندارد ، چون آنچه بود و رفت ، مثل اينکه از اول
آن را نداشتيد ، خلاص !!
5 . آنچه به دست نيامد ، مثل آن که بود و رفت .
توضيح بيشتر:
خيلي وقت ها غم و غصه هاي ما بابت چيزهايي ست که سعي کرديم آن را به دست بياوريم ، ولي به دست نيامد . مي نشينيم و غصه اش را مي خوريم . اين هم غصه خوردن ندارد چون آنچه به دست نيامد ، مثل آن که بود و رفت .
سوال کننده نهم هم ، جواب سوال خود را گرفت و نشست .
دهم
سائل دهم از گوشهي ديگر مسجد کوفه بلند شد و پرسيد :
يا علي ، غذاي روح انسان کدام است ؟
اميرالمومنين فرمود : سه چيز است ؛
1 . ذکري که از زبان تان عبور نمايد و به قلب شما راه
پيدا کند.
2 . توبه اي که نصوح باشد يعني انسان ديگر به آن گناه
بازگشت ننمايد.
3 . موعظه اي که بر جان بنشيند و قلب آدم را زير و رو کند .
سائل دهم هم جواب سوال خود را گرفت و نشست .
يازدهم
سائل يازدهم از گوشهي ديگر مسجد کوفه بلند شد. پرسيد :
يا علي ، به من بگو خداوند چند قوه در وجود انسان قرار داد ؟ قواي وجودي انسان
کدامند ؟
اميرالمومنين فرمود : چهار قوه ؛
1 . قوهي عاقله ، که بزرگترين سرمايه اي ست که خدا در
اختيار بشر قرار داد.
2 . قوهي حافظه ، که سبب ميشود آنچه را فرا ميگيريد ،
در ذهن و دلتان حفظ شود . اگر خدا اين قوهي حافظه را به شما نميداد
شما اسم تان را فراموش ميکرديد ، آدرس خانه تان از يادتان مي رفت و راه را گم
ميکرديد .
3 . قوهي عاطفه ، خدا اين سرمايه را به ما داده که به
کمک اين سرمايه آنچه را براي خود مي خواهيم ، براي ديگران هم بخواهيم و
آنچه را براي خود نمي پسنديم ، براي ديگران هم نپسنديم و به ديگران مهر بورزيم.
4 . قوهي وجدان ، امکان ندارد انسان فرمان وجدان را زير
پا بگذارد مگر اينکه گرفتار تلخي عذاب وجدان خواهد شد .
اين سوال کننده يازدهم هم جواب سوال خود را گرفت و نشست .
دوازدهم
سائل دوازدهم پرسيد:
کدام جاندار بود که از شکم جاندار ديگر بيرون آمد در حالي که بين آنها نسبت و
نسبي نبود ؟
اميرالمومنين فرمود : حضرت يونس پيامبر که از شکم ماهي بيرون آمد ، در حالي که
هيچ نسبتي بين او و ماهي وجود نداشت .
توضيح بيشتر :
حضرت يونس پيامبر وقتي از قوم خودش گريخت ، آمد کنار دريا و سوار کشتي شد . ديدند يونس پيامبر مشغول ذکر و تسبيح خداست . اين کشتي با نهنگي مواجه شد ، بين آدمهاي داخل کشتي قرعه انداختند ، قرعه به نام يونس پيامبر افتاد .
يونس را از کشتي به دريا انداختند ، باز هم ديدند او
مشغول ذکر و تسبيح خداست . وقتي در دهان نهنگ قرار گرفت ، باز هم مشغول ذکر و
تسبيح خدا بود . از دهان نهنگ در شکم نهنگ فرو رفت ، باز هم مشغول ذکر و تسبيح خدا
بود . وقتي خدا اراده کرد و او را از تاريکستان شکم نهنگ به ساحل نجات بيافکند ،
باز هم ديدند او در حال ذکر و تسبيح خداست.
يعني در همه حال ، به يک حال بود.
حالات گوناگون زندگي تغييرش نداده بود . چه در داخل کشتي ، چه در دل دريا ، چه
در دهان نهنگ ، چه در شکم نهنگ ، چه در ساحل نجات ...
سوال کننده دوازدهم هم جواب سوال خود را گرفت و نشست .
سيزدهم
سائل سيزدهم برخاست و پرسيد :
يا علي ، من سه سوال از محضر شما دارم ؛
1 کدام کوه بود که يک بار از جاي خود کوچ نمود ؟
2 کدام درخت بود که صد سال راه سايهي آن طول دارد ؟
3 کدام درخت است که بدون آبياري روييده شد ؟
اميرالمومنين فرمود:
1 اما آن کوهي که يک بار از جاي خود کوچ نمود ، کوه طور
است که قرآن کريم مي فرمايد:
وَإِذ نَتَقْنَا الْجَبَلَ ... (سوره مبارکه اعراف ، آيه شريفه 171)
2 اما آن درختي که صد سال
راه سايه او طول دارد ، درخت طوبي در بهشت است که در تمام قصرهاي بهشت شاخه اي از
آن آويزان است ، همانطوري که قرص آفتاب در تمامي خانه ها ، شعاع او مي تابد.
3 اما آن درختي که بدون آبياري روييده شد ، درختي بود که براي يونس پيامبر
رويانده شد که قرآن کريم مي فرمايد:
وَأَنبَتْنَا عَلَيهِ شَجَرَةً مِّن يقْطِينٍ (سوره مبارکه صافات، آيه شريفه
146)
سوال کننده سيزدهم هم جواب سوال خود را گرفت و نشست .
چهاردهم
سائل چهاردهم برخاست و از اميرالمومنين پرسيد:
يا علي ، ما در زندگي چگونه به جنگ با سختي ها برويم ؟
اميرالمومنين فرمود:
به مشکلات زندگي تان زمان بدهيد تا با گذشت زمان ، مشکل برطرف شود.
شرايط بدتر را در نظر بگيريد تا تحمل آن شرايط موجود بر شما آسان شود.
ديگران را شاد کنيد ، غم را از دل ديگران برباييد تا خداوند نيز غم را از دل
شما بربايد و مشکل شما را حل کند.
محرم رازي داشته باشيد و مشکلات تان را با او در ميان بگذاريد تا تسکين پيدا
کنيد.
به نقطه هاي مثبت و زيباي زندگي خود بيانديشيد .
اين سوال کننده هم جواب سوال خود را گرفت و نشست .
پانزدهم
سائل پانزدهم برخاست و پرسيد:
يا علي ، آن پديده چه بود که زنده اش ، مي آشاميد و مرده اش هم مي خورد ؟
اميرالمومنين فرمود : عصاي موسي ؛
موقعي که شاخه اي بر روي درخت بود ، مي آشاميد و موقعي که عصا شد ، سحر ساحران
را بلعيد و خورد .
اين سوال کننده هم جواب سوال خود را گرفت و نشست .
شانزدهم
سائل بعدي از گوشهي ديگر مسجد کوفه برخاست و پرسيد:
يا علي ، اول درختي که روي زمين روييده ، کدام درخت بود ؟
اول چشمه اي که روي زمين جاري شد ، کدام چشمه بود ؟
اول سنگي که بر روي زمين قرار گرفت ، کدام سنگ بود ؟
اميرالمومنين فرمود:
اول درخت ، خرما بود که حضرت آدم آن را با خود از بهشت به زمين آورد و آن را
کاشت و تمام خرماهاي عالم از آن اول درخت عالم پديد آمد.
اما اول چشمه اي که بر روي زمين جاري شد ، آب حيات بود که هرکس آن را بياشامد
، زنده خواهد ماند ، چنانکه خضر پيامبر آن را نوشيد و زنده باقي ماند.
و اول سنگي که بر روي زمين قرار گرفت ، سنگ حجرالاسود بود که حضرت آدم آن را
از بهشت به دنيا آورد و بر آن زاويهي خانهي کعبه نصب کرد ، ابتدا از برف سفيدتر
بود ، بعد در اثر حسرت دست زدن کفار و مشرکين به آن ، سياه شد . (لذا به آن مي
گويند حجرالاسود ، سنگ سياه)
سوال کننده شانزدهم هم جواب سوال خود را گرفت و نشست .
هفدهم
سائل هفدهم از گوشهي ديگر مسجد کوفه برخاست و پرسيد :
يا علي ، زهد را در يک جمله براي من تعريف کن .
اميرالمومنين فرمود : خدا در يک جملهي قرآن زهد را به زيبايي تعريف فرمود :
لِکَيلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَکُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاکُمْ (سوره
مبارکه حديد ، آيه شريفه 23)
زاهد کسي ست که آنچه از خوشي هاي زندگي نصيب او مي شود ، خود را نبازد و آنچه
از ناخوشي ها نصيب او مي شود ، به ناله و زاري نيفتد .
اين سوال کننده هم جواب سوال خود را گرفت و نشست .
هجدهم
سائل بعدي برخاست و پرسيد:
يا علي ، کدام عبادت است که هم انجام دادن آن عقوبت دارد و هم ترک آن ؟
اميرالمومنين فرمود : نماز خواندن انسان مست ، انجام اين نماز عقوبت دارد چون
در حالت مستي نماز گزاشت ، ترک آن هم عقوبت دارد چون نماز را ترک نموده است .
سوال کننده هجدهم هم جواب سوال خود را گرفت و نشست .
نوزدهم
سائل نوزدهم از گوشه ديگر مسجد کوفه برخاست و پرسيد :
يا علي ، تفاوت انسان با ساير موجودات در چيست ؟
اميرالمومنين فرمود : انسان تنها موجودی است که در زمين زندگي ميکند ولي
موجودي آسمانيست ( ماهيتي آسماني دارد )